مرتضى مطهرى

156

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

استقلال اقتصادى به زن داد براى چه ؟ آيا به خاطر خود زن ؟ دلش به حال زن سوخته بود يا دلش به حال خودش سوخته بود و كارگر ارزان مىخواست ؟ اين است كه بشر را از شر بشر ديگر آسوده كردن و به بشر آزادى واقعى دادن ، آزارش را سلب كردن ، همان‌طورى كه در متن خلقت امكان نداشت يعنى ضد خلقت بشر بود ، از قدرت علم خارج است ، از قدرت تربيت خارج است و از قدرت بالا بردن سطح [ آگاهى ] عموم خارج است . اينجاست كه جز يك قدرت ، قدرت ديگرى نيست . آن قدرت ، هم بشر را در مقابل بشرهاى ديگر امنيت و مصونيت مىدهد و هم بهشت واقعى برايش ايجاد مىكند ؛ نه تنها بهشتى كه در آن آزارى براى يكديگر نداشته باشند ، بلكه بهشت بالاترى ، بهشتى كه در آن انسانيت و عواطف و وحدت و يگانگى و اخوت واقعى باشد ، همان كارى كه پيغمبران در دنيا كرده‌اند و نظيرش را احدى در دنيا نكرده است . بايد اين پرده‌ها دريده شود تا معلوم گردد آنچه كه از غير ناحيهء وجدان دينى آمده چه وضعى داشته است . چه خوب مىگويد سعدى خودمان : شنيدم گوسفندى را بزرگى * رهانيد از دهان و چنگ گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد * روان گوسفند از وى بناليد كه از چنگال گرگم در ربودى * بديدم عاقبت گرگم تو بودى همين ويتنام مستعمرهء فرانسه بود . اينهايى كه الآن ويتناميها با آنها مىجنگند همانهايى هستند كه به حمايت اينها آمدند كه اينان را از استعمار فرانسه آزاد كنند ، بعد خودشان صد درجه بدتر چنگال قويتر به حلق مردم انداختند ( كه از چنگال گرگم در ربودى - بديدم عاقبت گرگم تو بودى ) . دو مشخّص آزادىبخشى اسلام مشخِص اساسى در آزادىبخشى اسلام دو چيز است : يكى صداقت يعنى راستى ، راستين بودن ، از روى حقيقت بودن ، از روى دلسوزى بودن ، از روى يك عاطفهء انسانى و الهى بودن ، از روى رحمةٌ للمؤمنين بودن : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسولٌ مِنْ انْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ « 1 » ، از راه اينكه « عاشقم بر همه عالم كه

--> ( 1 ) . توبه / 128 .